ناظم الاسلام كرمانى
345
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
خلوت داشت حجاب و خدام در مقام منع مشار اليه برآمدند كه ورود بر حضرت و الا غدغن است آخوند لوس شده و اعتنائى به اين منع نكرده و بر عين الدوله وارد شد حضرت و الا از اين عمل آخوند متغيّر شده از سابق هم خيال انتقام و خفتى به اين آقاى آخوند داشت فلذا حكم داد او را با پشتگردنى و كتك مفصلى خارج نمودند ليكن چون ديد يكنفر از دوستانش كم و بر عدهء مخالفينش افزوده خواهد گرديد لذا در مقام عذرخواهى برآمد پولى « 1 » براى حاج آخوند فرستاد و با حاج شيخ فضل اللّه على الظاهر صلح نمود يعنى حكومت بيرجند و قاينات را داد بشوكت الملك كه واسطهء او حاج شيخ فضل اللّه بود و ضمنا سى هزار تومان بكيسهء شيخ و اجزاى او داخل گرديد . از طرف ديگر در مقام جلب شاهزادهء شعاع السلطنه پسر شاه برآمد و مدتى او را بتغيير ولايتعهد نويد داد . آقايان حجج الاسلام قرار گذاردند كه هر شب مسجد و جماعت را داشته باشند آقاى بهبهانى شبهاى جمعه را در مسجد سرپولك منبر رفت موعظه شروع و بناى بيدارى مردم تجديد گرديد مردم باز به خيال بلوا و شورش به لباس جهاد افتادند كه مدافعه و احقاق حق قسمى از جهاد است عين الدوله در پشت دروازهء شهر تشكيل اردوى مفصلى داده و حكم كرد اگر آقايان شورش كردند سرباز و سوار بريزند به شهر و اموال مردم را غارت كنند در يك شب دوشنبه آقاى طباطبائى رفت بالاى منبر و فرمود از گوشه و كنار مىشنوم كه ميگويند ملاها خيال جهاد دارند اين شايعه دروغ و خلاف واقع است ما نه جنگى داريم و نه نزاعى ما حقوق خود را بتوسط قرآن و دعا مطالبه ميكنيم پادشاه ما مسلمانست با پادشاه مسلمان جهاد متصور نيست و ليكن از شما مردم طهران خواهش و استدعا ميكنيم چندى صبر و تأمل كنيد تا ما يكدفعهء ديگر عريضه بشاه عرض كنيم و اتمام حجت نمائيم بلكه مظلوميت خود را باهل عالم برسانيم و فرمود خيال نكنيد ما پولى گرفته باشيم قرآن را از بغل درآورد و قسم ياد فرمود كه ماها پول نگرفته و ساكت نخواهيم شد حاضريم كه خود و اولاد خود را در تحصيل آزادى ملت و نجات وطن فدا كنيم تا عدالتخانه تشكيل و تأسيس نيابد آرام نخواهيم نشست مقصود من و آقاى بهبهانى اين است كه تا ممكن باشد خون مسلمان ريخته نشود و مال مردم بتاراج نرود مستمعين عرض كردند فرمايشات حضرتعالى صحيح و مطاع است احدى نسبت بد و سوءظنى بساحت مقدست نداده مقصود ما اين است كه چنان كه ما در فرمايشات شما آقايان حاضر و مطيعيم آقايان هم در خيال ما باشند كه ما از دست رفته و ديگر تاب و توان در ما نيست و قوهء تحمل ظلم را نداريم . اين مختصر موعظهء آقاى طباطبائى هم مردم را بيدار و هم جلوگيرى از بلواى بزرگى نمود كه در فرداى آنشب مطمح نظر وطندوستان بود آقاى بهبهانى هم جلوگيرى فرمود از فتنهء كه مقدمات آن از دو طرف ديده شده بود عين الدوله ديد كه اجتماع شبها در مساجد به زودى مردم را بيدار خواهد نمود لذا غدغن كرد كه ساعت سه از شب گذشته احدى در كوچه و خيابان نگذرد و اگر كسى را در ساعت سه از
--> ( 1 ) - اين ايام كه زمان طبع اين جزوات است از جناب حاج شريعتمدار استعلام نموده مذكور ساخت صد تومان با يك عبا برايم فرستاد عبا را قبول كرده و صد تومان را به او رد نمودم .